قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دغدغه های مادرانه وزنانه وکودکانه

مادرانه

کلمات کلیدی :

نازنین کیارش

نه تو مرا می شناسی ونه من تورا،اما تونفسهای مرا می شنوی .آرام می گیری ومن نفسهایت را می شنوم وبی تاب می شوم ! کی میشود مرا بشناسی ومادر بخوانیم ؟حسرت شنیدن صدایت لحظه هایم را به فریاد می آورد.

من وتو باهم بودیم ماهها ؛ باهم و دور از هم .تو در من نفس می کشیدی وقد می کشیدی ومن با تو به اوج می رسیدم .تو فراتر از من بودی ،فراتر از خونی که در رگهایت می دواندم ،فراتر از عطشی که به آتش وجودت آفریده بودی ....ومی خواستی از قفس من رها شوی رهاتر از نسیم ،رهاتر از باران ...ومی خواستی پر بگیری در آسمانی مه تمامش برای تماشای چشمهایت کم بود!تو غرور گمشده ی سالهای بی قراری منی ! روح صدهزار سال خفته و نوشکفته ی من !

من تو را بی دغدغه ی فردایی که دل وجانم را لحظه لحظه خواهد سوخت ،زادم ؛بی دغدغه ی قخطی ،بی دغدغه ی مرگ ...وتوآمدی به قیمت نیامدن من ...

نازنین !

کاش نقاش بودم وتصویر خواب نازت را بر تمام سپیدی های زمین می کشیدم ،تصویر چشمان دریایی و لبخند معصوم و دستان سخاوتمندت را...

بی گمان در خنده هایت طعه خدا نهفته  است که این چنین شیرین ودلنشینند


پی نوشت :مادرانه یادگار روزهای نخست زادن کیارش است محض مرور روزهای نخست مادری