قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دغدغه های مادرانه وزنانه وکودکانه

به کودک برونم

کلمات کلیدی :کوذک برون، کودک درون

درون خویش را هرگز در نیافتم .کسی در درون من اگر فریاد زد فریادهایش برای همیشه خاموش شد.من میش ندیم ونمی شنیدم ....می شنیدم که هست ونمی شنیدم که چه هست ؟و....از من رنجید .اوکه سالها در من فریاد کشیده بود اوکه سالها مرا به بودنم عادت می داد.

بارها گریسته ام .برای انها که از دستشان دادم برای انچه ذوست داشتمم باشد ونبودبرای انچه می خواستم نباشد وشد .وهرگز برای نبودن اوکه بود نگریستم ....واینک تهی ام از خود هیچ اوایی مرا نمیخواند هیچکس در من نهیب نمی زند .هیچکس هرگز عاشقتنه مرا به جستجو نمی خواند .

شاید تو بودی >اوکه از من گریخت.آن کودک شاد درون ....آن همدم  لحظه های اضطراب وانتظار .آن فرشته نگاهبان !! تواینک "کودک برون منی "توکه سرسبز تر از نمام باغچه هایی .از توکه می گویم حرفها از خاطرم میروند.اسم تو از اندیشه ی من وسیعتر است .تو برآنچه هستم سایه افکنده ای .تو از من گریختی آنگاه که سالها خود را به کری زدم .واکنون مقابل منی .

"کودک برون "منی وکودک نمی مانی .بزرگ می شوی وقد می کشی .قد می کشی به این امید که ببینمت .فریاد می زنی که بشنومت .می دوی تا به دنبالت بیایم .پیش می روی تا ایستاییم را از خاطر ببرم .تو می خندی که من لبخند بزنم واشک می ریزی که بخاطر بیاورم بودنت را ....ومن هنوز چقدر هنوز دورم از تو!

اگرکودک درونت بودم  هرگز در نمی یافتیم زیرا هرگز صدایت نمیکردم ....آری من جرات فریاد زدن ندارم !