قالب وبلاگ

هاست لينوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سايت و قالب وبلاگ

طراحي وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ

دغدغه های مادرانه وزنانه وکودکانه

آدمها وافاده ها 1

کلمات کلیدی :

قدیم ترها یکی از سرگرمی هایم رفتن به خیابان ونگاه کردن به آدمها بود ....این روزها دیگر برای رفتن به خیابان دلیلی مثل آدمها ندارم .میوه هها ولباسهاو ظرفهاو....اصل دلیل رفتنم به خیابان است .خوب یا بدش رانمیدانم، اقتضای زندگیم این است که جز برای انجام یک کار وخرید قذم به خیابان نگذارم .بااین حال هرگاه به خیابان می رسم ناخودآگاه آدمها مرا به تامل وا میدارند:رنگها ورختها وداراییها ونداری ها ...دخترانی را می بینم که با مادرانشان قدم برنمی دارند ومی خندندودخترانی که با مادر قدم برمی دارند ونمی خندند.دخترانی که هیچ شباهتی به مادرانشان ندارند،ومادرانی که تلاش می کنند گامهایشان را تندتر بردارندوبه دختر برسند،اگرچه خوب می دانند در رسیدنشان هم فایده ای نیست ...

مادرانی که لباسهای نخ نما ودستان خشکیده وموهای ژولیده شان هیچ تناسبی بارختهای رنگین وموهای اتوکشیده ورنگ به رنگ دخترانشان ندارد.آری شاید همین تفاوتهاست که گامهای دختر راقدری جلوتر می اندازد.وشاید همین علت در هم بودن چهره ای است که مجبور است دوشادوش زنی میانسال ونه چندان زیبا راه برود .من از فاصله ی میان نسلها سخن نمی گویم ،از تفاوت میان پوششها وارزشها گله ندارم ؛سخنم قصه ی ادمها وافاده هاست .قصه ی شرم از گذشته ،بیزاری از دامنی که برآن زیستنمان معنا گرفته است .ترس از رو شدن لهجه ی مادر ،همان لهجه ای که الفبای زندگی را باآن آموخته ایم .پوشش ما خوب یا بد متعلق به دوران ماست وهیچ ضمانتی برای پسندیده بودن ان حتی برای یکسال بعد هم نیست .همچنانکه مدها ورنگها سال به سال نو شده اند و مانیز باآن خود را تطبیق داده ایم .اما چرا تطبیق باگذشته وبا هویت واصل وریشه این همه سخت و دور از ذهن شده است ؟ بااینکه کمال گرایی و بهتر شدن را هرگز نفی نکرده ام اما این قسم فاصله با گذشته انقدر برایم نازیباست که زیبایی هر پیشرفت وبهبودی را در خاطرم زشت  می سازد.من برآنم که بدانم قصه ی این فاصله ها تاکجاست ؟