مشق شب

  • به زنانی که در حصار اندیشه های کوچک اسیر شده اند

می توان شاعر بود وشعری نسرود ،می شود ابر بود ومیل بارش نداشت ،می شود سبز بود وسودای افتادن به سر داشت ...می شود خوب بود وبد بود ،زشت بود وزیبا بود ،آب بود وخاک بود... من اما دراین روزهای مردابی ،در ساحل ناامن شانه هایت ،به هیچ نمی اندیشم جز به دغدغه های پوشالی که تو به من ارزانی داشتی ؛جزبه ساعت آمدنت ،جز به دیر رسیدنت،به همیشه نبودنت ،به انکار حقیقت ،جز....به آنچه که تو می اندیشی!

دغدغه های من فراتر از سوراخهای جوراب توبود ؛قلب من وسعتش از اشتهای تو بیشتر بود ،اندیشه ی من ارتفاعش از قد تو بلندتر بود؛گناه من اما ....زن  بودنم بود!

هی مشق تنهایی می کنم ؛مشق سیاهی،مشق دلتنگی، مشق شب ! آری ،مشق شب من وتو یکی است ،من شب را مشق می کنم وتو شب را سیاه ! قلب من  اما هنوزسیاه نشده است ،مثل شب ،مثل  مشق هرشب تو ،مثل رنگ کفشهایت ،مثل  هیچ...سیاه نشده ام اماباز هم سکوت می کنم سکوتی به امتداد تمام شبهایی که تو را از سپیدی  ومرا از لبخند دور ساخت ... سکوت می کنم  وتو میدانی هم بالهایم سوخت وهم سالهایم !

 

پی نوشت1:زنانه نوشتن نفی مردان ومردانگی نیست ؛ جامعه ای که در آن میزیم رشته ی تحصیلی (حقوق )شغل و سر سوزن حس انسان دوستی ام مرا در مقابل تک تک دیده ها وشنیده هایم از رنجی که زنان می برند ومن نیز ؛به نوشتم اعتراضم وگاهی سکوتم وامیدارد اگرچه می دانم نه نوشتارم ونه بیانم یارای تغییر وضعیت موجود وکمک به زنانی که توانایی و حتی زنانگیشان در انحصار اندیشه هایی کوچک (از ساحت مردان نیک و اندیشمند وبزرگ  گذشته وحال -که کم نیستند-پوزش می طلبم )برای همیشه به فراموشی سپرده شده است ،نخواهد داشت .

2:دوستان گرانمایه مرا به تغییر سبک ونگرش فراخوانده اند اما دور شدن از این وضعیت قدری برایم دشوار است زیرا هرگز نتوانسته ام به رغم نگاه منطقی و مثبتی که به زندگی دارم  احساس شادمانی ورهایی را در قلبم زنده نگاه دارم وبه تبع نوشته هایم در مسیر شادمانه ای به حرکت نخواهد افتاد.بقول حافظ(کی شعر تر اگیزد خاطر که حزین باشد؟)

#
/ 4 نظر / 72 بازدید
مریم

گناه من اما زن بودن من بود...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شاید یکی مثل Q

مطلب به این زیبایی و گویایی نوشته شده بعضی ها به جای خوندن و نظر دادن به تبلیغات مشغولند! برادر یا خواهر عزیز ایجا بنگاه نیست! حتی در شریعت هم زن به عنوان بخشی از املاک و دارایی های مرد به حساب می یاد و این موضوع وضعیت رو برای زنان مومنه بدتر می کنه و دست اونهارو در دادگاه زندگی جهت دفاع از خودشون می بنده! البته از موضوع از اون طرف بوم افتادن گروهی که خود رو رها از بند شریعت میدونن هم نباید غافل شد! نمی دونم دوست داشتن آدمها چه لطمه ای میزنه و چرا به جای احترام گذاشتن به هم دایم در حال موشع گیری و سو استفاده از یکدیگریم! !stop war please

شاید یکی مثل Q

سالهاست بی اوازه تر از کلاغ سر کوچه در پی لغمه ای مفت بی بهاتر از کرکس نغمه ات را نشنیده اند بر جنازه ها جشن شادی به پا کرده اند تا کجا این چنین خواهند رفت نمی دانم! من هم روزی کرکس را در دفترم سرمشق داشتم امروز اما کبوترها زینت افکارمند روزهای خوب خواهند آمد

زن و رهایی

چرا اینقدر دیر اینجا رو به من گفتیییییییییی بی نظیرن بنویس دوستم بنویس