آخرقصه

یک شب ،

تمام تنهاییم را از خاطر خواهم برد

کنار سنگی به ارتفاع قدم

وبرای همیشه در خودم فرو می روم

به گواهی یک تکه چوب درکنارم

وشعله ی رقصان فانوسی کهنه برسینه ام

که به شادمانی پایان من

یک شب فرصت زیستن می یابد....

/ 1 نظر / 10 بازدید
شاید یکی مثل Q

عالی بود استاد