برهوت

 

حسرتی ست روی گونه هایم

نه از جنس بوسه ،

از جنس اشک !

تا ساعتی جان بخشد

وسعت

ترک خورده ی

برهوت لبانم را...

/ 6 نظر / 12 بازدید
ته نشین کلاس

تصویرت در چشم های من است و لب های خشکم وسوسه شان می کنند تا ببارند.. سال هاست که عکست در قاب چشم های من است و من آن را نشسته ام..

خار کویر

به یاد دولت سازندگی میافتم و طرحهای زهکشی دشتهای کشاورزی کشور !!کوتاه بوداما گبره های برهوت بی انتهاییش را هدیه میدهد ! گریه سوی چشمان را افزون میکند غنیمت شمار گریه را به قول شاعر "ازیرا ناله ی مستان اثر دارد"!

nobody

هزار مشق شب تو آب آب آب چله نشینش که باشی چشمه ها هم می جوشند

در حسرت نم نمی از بارانم تا ببارد بر دشت جانم ودوباره بوی خاک مستم کند.

چه قدر دلم تنگ شده. بغضی از جنس بافته ای چویل لای انگشتانم از مرز شامه تا نای نایم را گرفته.خواب ناز و شیرینم درپیچ و خم آهنگی از امتداد بیستون به تاراج قشونی از ایل فرهاد ریشه نه تیشه کن شد.کاسه ام لبریز نه !لب سوز لبی شکست.نه ابراهیم ادهمم نه سراغی از رابعه که دستی بر آتش یا سیطره آب داشته باشم.

بهونه

سلام """"زندگی،مرا کشت! حیران مانده ام آنکه نامش مرگ است بامن چه مى کند!""" دعوتيد براي خوانش[گل] د