پیامبری در پستوی خانه

من نخستین پیامبرم!

نخستین زنی که

مبعوث شده است

تابرهاند چشمها را از سیاهی !

دیشب ،

هزار قطره

اشک

برچشمان من الهام شد،

ونازل گردید

هفتاد سوره دلتنگی

بر تک تک سلولهای قلبم !

فریاد زدم

بی هراس شب پرستان

خورشید را

وتاباندم

تلالو آیینم را

به تمام آیینه های زمین !

وشکستم

-یک تنه -

تمام بتها را

ومترسکها را

وصلیبها را

ودرختان بید مجنون را

که صدهزار سال است

به احترام خود،

خم شده اند برخویش!

وخشکید رسالتم

در ضجه های نیمه شبان کودکم ؛

وپیچ وتاب حلقه حلقه های پیازی

که در ماهیتابه ی جهالت این قوم

-روزها وشبها-

طلایی وقهوه ای وسیاه شدند

وهرگز کسی

بوی رسالتم را

بوی آیینم را و

بوی خدایم را از آن استشمام نکرد!

مرا به غار تنهاییم یرگردان ؛

خدایا!

از پیامبر بودن خسته شده ام.

می خواهم ساعتی عاشقت باشم

ودر آغوش بی نیازت  شادمانه بگریم ...

/ 6 نظر / 12 بازدید
مهدی آخرتی

سلام بر نخستین پیامبر زن . . . خوندمت ممنون از حضورت تو وبم عزیز من لینکت کردم دوست داشتی تو هم منو لینک کن تا بیشتر همو ببینیم

همسفر

این روز ها که چوپانها فداکار و ریزعلی دروغین شده اند تکلیف پیامبران زن روشن انند.

خارکویر

حالا کتاب دارید یا جزوه ؟

خارکویر

پیامبری در پستوی خانه یا "الهه ای در اندرونی ؟! نمیدانم !چی بگم !این مطلب کاملا ونوسی وزنانه است ،قطعا شما با تامل این را نوشتی ! معلم بودن ،نور بودن ؛حزین بودن ،تنهایی، دلشوره های مادر بودن و درک نشدن زن که در این نوشته است قابل تامل است ....یادمان باشد که همگی ما بگونه ای معتقد به قضا و قدر یم و اینها را سرنوشت محتوممان میپنداریم .تحکم و امر از مریخیان و اطاعت و عمل به وظیفه از ونوسیها نهایت اندیشه ی بسیاری از ماست و این نگرشها همه ریشه در "الرجال قوامون علی النسا "دارد که در طول قرنها مفصل تفسیر و تحلیل شده است .......اعتراضی مکتوم در این نوشته است و زیبایش اینجاست که زن به کمتر از خدا و شبیه سازی به افعالش راضی نیست شایدشاید تنهایی زن و توحید خدا نسبتی با هم داشته یاشند .البته مریخیها نیز رنج فراوان میکشند !

دختر ترک

کاش میشد ببینمت...