جاده

حیف از آنروزها که گم شد ورفت

آسمانی که خوب بود وگذشت

حیف از آن روزها که آه ای  کاش

می شد از جاده ها به آن برگشت!

من وتو قصه ای غریب شدیم

داستانی زرونق افتاده

منم اینک مسافری تنها

بی تو در امتداد این جاده ...

جاده ای سرد وخشک وبی پایان

پراز اندوه ووحشت رفتن

گاه گاهی به خویش می گویم

کاش بودی هنوز هم بامن!

جاده در انتظار گم شدن است

انتظار غروب وتنهایی

می روم گفته بودمت روزی

می رسم تا طلوع شیدایی!

منم اینک به جاده دلداده

عابری از تبسم افتاده

پشت سر هیچ نیست ،حتی تو

پیش روهیچ،هیچ جز ...جاده...

 

/ 2 نظر / 24 بازدید
مجید

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد /من و ساقی به هم سازیم وبنیادش بر اندازیم (بالبداهه لقلقه زبانم بود!

مجید!

بهانه های زیادی برای نوشتن هست شما که زحمت بلاگ را کشیده اید زود تر بهش سر بزنید بی صبرانه منتطر نوشته های زیبای شما هستیم اندیشه ی شما بالنده است باده بریز !(میلاد مظهر عدالت و فریاد خاموش ناشدنی انسانیت مبارکباد واینکه از جیب پدر بچه ی او باخبر است/اینکه زن درک کند شوهر او دربدر است×اینکه احساس کنند وضع چقدر خرتوخر است /بهترین هدیه ی روز پدر است !!!!!!!!!!!!(قسمتیش را بصلاح خودت حذفکن)