مشق اول

از خاطر برده ام مشقها ومشقتهای بیشماری که نوشتم وکشیدم وهرگز نفهمیدم  نشان به کدام نشان کجا وچرا از یاد بردمشان ؟

برای که مینوشتیم ان همه سیاهی را بر سپیدی ؟ نوشتیم وبه خاطر نسپردیم  ...به خاطر سپردیم وبه خاطر نیاوردیم ....دوباره مشق خواهم نوشت ودفتر مشقم را برای تو خواهم گذاشت به نشانه ی ....نشانه ات را خودت بیاب .مشقهایم را خط بزن حتی خط قرمز اما مرا از خاطر مبر من مادرانه ترین احساسم رابرای تو به یادگار گذاشته ام

/ 5 نظر / 11 بازدید
yeganeh

سیلوم.................. تبریک واسه وبلاگ جدید!!!!!!!

یکی شاید مثل Q

شما با علاقه خودت مشق نوشتی و به خاطر نسپردی ما با زور نوشتیم ولی در بخاطر نسپردن تفاهم داریم حالا می خوایم با عشق مشق بنویسیم که دیگه نه دفتری مونده و نه خاطرهای امیدوارم Q با عشق بنویسه و به خاطر بسپره منتهی این بار شاید مشق اینطوری نوشته شه: مامان نان داد مامان آب داد مامان گریه کرد مامان تنها بود مامان بابا بود مامان همه بود وبلاگ تازه تاسیس مبارک

یکی شاید مثل Q

به دلیل پاک کردن نظر اینجانب وبلاگ برای ابد تحریم شد

شوت شوتنا

شاید باورنکنی ولی وقتی خوندمشون با بعضیاش گریه کردم(ناگفته نمونه که خودم این روزها حال و روز خوبی ندارم) ، حیفه تو که اینهمه دست به قلمت خوبه چرا به نوشته هات سروسامون نمیدی ، البته شاید دلت نخواد کسی از دلنوشته هات خبردار شه ولی اقلا پیش خودت یه نظمی بهشون بده.

hamun

مشق هایت را با همان قلم بنویس، واسه تازه شدن نیازی به قلم جدید نداری!!!!!!!!