زاىر

دستی بکش به شانه ام امشب که خسته ام 

از هرچه جز زدیده ی تو دل گسسته ام 

باید دخیل چشم تو باشم مراد من 

من باکبوتران حرم عهد بسته ام !

ابن روزها که عطر نگاهت غریب نیست 

این روزها که پای ضریحت نشسته ام 

لختی مرا کبوتر زخمی نگاه کن 

مرهم نه ای طبیب به بال شکسته ام 

با یک دل شکسته به پابوست آمدم 

دستی بکش به شانه ام امشب ،که خسته ام ....

 

 

پی نوشت :زمان تولد این شعر دوران نوجوانیم است اما چون حافظه ام یاد آور تمام ابیات غزل نبود یکی دو بیت را امشب اضافه کردم

/ 8 نظر / 8 بازدید
مهدی آخرتی

هی نام تو را روی کاغذ می آورم شاید یکی از همین روزها فکر کنم شاعر شده ام . .. به روزم تا بیایی

دوست

با عرض سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی [گل] وبلاگ زیبا و پر محتوایی دارید [لبخند] با توجه به اهمیت و نقش بیمه های زندگی در توسعه و پیشرفت اقتصادی و اجتماعی جامعه و اهمیت آن در ایجاد آرامش و آسایشی که در زندگی تک تک افراد ایفا می کند..... وب سایتی را با نام وب سایت جامع بیمه عمر و سرمایه گذاری و بیمه زندگی طراحی نمودیم. خوشحال می شویم شما نیز یکی از بازدید کنندگان ما باشید. در صورت امکان لطف کرده و لینک آدرس سایت ما را در پیوند وبلاگ زیبایتان قرار دهید. [لبخند] ------------------------------------ آدرس سایت : http://www.bime4u.com عنوان : بیمه -------------------------- با کمال احترام: مدیریت سایت http://www.bime4u.com ........... با آرزوی سلامتی و آسایش برای شما و خانواده محترم [گل][گل][گل]

مهدی آخرتی

کبریتی در دست به تماشای باغ اندوه می نشینم . . . به روزم و شما دعوتی

طه

خـوابـیـم و حـقیـقتـــ بـﮧ خـدا نـیـستــــ بـﮧ جـز ایـن مـا غـایـبـــ و او منتـظــر آمـدن مــاستــــ . منتظر ثبت دیدگاه زیباتون هستیم